العلامة المجلسي

116

كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )

مباركش فروريخت وفرمود : اى پسر إسحاق ! در دعا زيادة مطلب كه در اين برگشتن ، به جوار رحمت الهى خواهى رفت ! احمد چون اين را شنيد ، بيهوش شد وچون به هوش آمد گفت : از تو سؤال مىنمايم به خدا وبه حرمت جدّت كه مرا مشرّف سازى به جامه [ اى ] كه كفن خود كنم . حضرت دست به زير بساط خود كرد ، سيزده درهم به در آوردند وفرمودند كه اين را بگير واز غير اين خرج خود مكن ! وكفن كه طلبيدى به تو خواهد رسيد ومزد نيكوكاران را خدا ضايع نمىكند . سعد گفت كه چون برگشتيم وبه سه فرسخى منزل حلوان « 1 » رسيديم ، احمد تب كرد وبيمارى صعبى أو را عارض شد كه از خود مأيوس شد ، چون به حلوان رسيديم در كاروانسرا فرودآمديم ، احمد شخصي از أهل قم را طلبيد كه در حلوان مىبود وبعد از زماني گفت همه برويد ومرا تنها بگذاريد ! ما هريك به جاى خود برگشتيم . چون نزديك صبح شد چشم گشودم ، كافور - خادم حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام - را ديدم كه مىگويد كه خدا شما را صبر نيكو بدهد در مصيبت أحمد بن إسحاق وعاقبت اين مصيبت را براي شما خير گرداند ، از غسل وكفن احمد فارغ شديم ، برخيزيد وأو را دفن كنيد كه أو از همه شما گرامىتر بود نزد امام وپيشواى شما ، اين را بگفت واز نظر ما غايب شد ، پس برخاستيم وبا گريه ونوحه أو را دفن كرديم رحمه اللّه تعالى . « 2 »

--> ( 1 ) . عرب به آن شهر حلوان گويد وايرانيان أو را « سر پل ذهاب » ناميده‌اند ، شهرستان كوچكى در غرب كرمانشاه وشرق قصر شيرين ( مرز إيران وعراق ) است ودر فاصلهء سى كيلومترى آن شهر قرار دارد . آستان أحمد بن إسحاق كه در اين شهرستان قرار دارد از گذشته‌هاى دور مورد توجّه شيعيان ودوستداران أهل بيت عليهم السلام بوده است وبر سر مزار وى بناى زيبائى استوار مىباشد . ( 2 ) . كمال الدّين 2 / 454 ، واحتجاج طبرسى 2 / 523 ، والخرائج والجرائح 1 / 481 مختصرا ، ومدينة المعاجز 8 / 49 ، وبحار الأنوار 52 / 78 ، وينابيع المودّه 3 / 319 مختصرا . در كتب رجالي وروائي ما ، احاديثى منقول است كه دلالت بر حيات أحمد بن إسحاق بعد از امام عسكرى صلوات اللّه عليه دارد واين روايات با روايت مذكور منافاة دارد ؛ مثلا در كتاب -